الشيخ عباس القمي
936
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
گردنهاى افاضل از مخالف و مؤالف به جهت درك مطالب معقوله و منقوله نزد او ذليل شده بود و جبهههاى فحول به جهت اخذ مسائل فروعيه و اصوليه بر عتبهء آستان او خاضع شده بود . تصنيف كرده كتابها و رسالههاى نافعهء نفيسه در فنون علم ، و مخصوص بذل جهد فرموده بود به جهت هدم بنيان شبهات فخر رازى در شرحش بر اشارات . تا طلسم سحرهاى شبه را باطل كند * از عصاى كلك او آثار ثعبان آمده ولادتش در طوس واقع شد روز شنبه 11 جمادى الاولى وقت طلوع شمس به طالع حوت سنهء 597 ، و در همان طوس نشو و نما كرد و مشغول به تحصيل شد در علوم معقول نزد خالش ، پس منتقل شد به نيشابور و مباحثه مىكرد با فريد الدين داماد و قطب الدين مصرى و غيرهما و در منقول تلمذ كرد بر والد ماجدش ، و والدش تلميذ سيد فضل اللّه راوندى بوده پس به خاطر خواجه خطور كرد كه ترويج كند مذهب اهل البيت عليهم السّلام را از بس كه منزجر شده بود خاطر شريفش به واسطهء خروج مخالفان در بلاد خراسان و عراق ، پس پيوسته متفكر بود و محزون تا آنكه ناصر الدين محتشم حاكم قوهستان از جانب علاء الدين پادشاه اسماعيليه او را طلب داشت . خواجه نزد او رفت محتشم صحبت خواجه را مغتنم شمرد و از صحبت او فوايد عظيمه مىبرد ، و خواجه كتاب اخلاق ناصرى را به اسم او تأليف فرمود ، پس مدتى خواجه در نزد محتشم بود و چون مؤيد الدين علقمى « 1 » قمى كه از بزرگان و اكابر فضلا و شيعه بود در آن زمان ، و وزير مستعصم عباسى بود در بغداد ، خواجه كاغذى براى وزير نوشت و قصيدهء عربى كه در مدح مستعصم ، كه وزير آن را نشان خليفه بدهد و خليفه او را به بغداد بطلبد تا شايد به سبب قرب به خليفه ترويجى از مذهب شيعه نمايد . چون كاغذ به وزير رسيد وزير مصلحت نديد آمدن خواجه را به بغداد . لاجرم پنهانى براى محتشم نوشت كه خواجه قصد بغداد و تقرّب به خليفه را دارد و اين خلاف رأى است كه بگذارى به جانب بغداد بيايد . محتشم چون از برنامهء وزير مطلع شد خواجه را در حبس كرد و محبوسا او را
--> ( 1 ) . نام ، لقب و كنيهاش ابو طالب مؤيد الدين محمد بن محمد بن علي الأسدى است